رهبران آخر غذا می خورند

مقدمه

رهبران آخر غذا می خورند

رهبران کسانی هستند که از اطرافیان خود حمایت می کنند. حتی زمانی که با ما اختلاف نظر دارند گاهی آسایش خود را فدای آسایش ما می کنند.

 حس اعتماد فقط بر اساس عقاید مشترک شکل نمی گیرد، بللکه واکنشی زیست شناختی به این باور است که کسی از صمیم قلب خواهان خیر و سعادت ماست. رهبران حاضرند به خاطر ما از متعلقات خود بگذرند.

آنان به خاطر ما از زمان، انرژی، پول و حتی سهم غذای خود صرف نظر می کنند. وقتی موضوع مهم باشد، رهبران ترجیح می دهند آخر غذا بخورند.

 

تمایز رهبر واقعی و ضعیف

ویژگی های رهبر شدن:

رهبر ضعیف چه کسی است؟

بر اساس استانداردهای هدف رهبری، اشخاصی که فقط برای ارتقای موقعیت اجتماعی خود تلاش می کنند تا بتوانند از مزایای مرتبه خود بهره مند شوند، اما به مسئولیت های خود عمل نمی کنند، رهبرانی ضعیف محسوب می شوند.

گرچه آنها ممکن است موقعیت ستاره اجتماع را به دست آورند، رتبه اجتماعی خود را ارتقا دهند و استعدادها و قدرت هایی داشته باشند که موقعیت ستاره اجتماع را به آنان اختصاص دهد، فقط زمانی می توانند نقش رهبر ایفا کنند که مسئولیت پشتیبانی از افرادی را بپذیرند که به آنها سپرده شده اند.

با وجود این، اگر کسانی باشند که به محض کسب چنین موقعیتی افراد قبیله را فدای اهداف شخصی خود کنند، اغلب اوقات برای حفظ آن مقام باید دست و پنجه نرم کنند.

یاداوری می کنم که اعضای گروه ساده لوح نیستند. قدرت همیشه به مردم تعلق دارد. سیاستمداران نیز حین دوره های انتخاباتی شرایط مشابهی دارند. تماشای سیاستمدارانی که ادعا می کنند در صورت موفقیت در انتخابات تمام این کارهای خوب را انجام می دهند چون به فکر ما هستند بسیار سرگرم کننده است. بیشتر آنها اگر در انتخابات شکست بخورند، به آن کارها نخواهند پرداخت. اگر آن آرمان یا مصیبت واقعا برای این افراد مهم بود، چه نیازی بود هر بار که کاری می خواهند انجام بدهند، آن را در بوق و کرنا کنند.

رسیدن به جایگاه اجتماعی و کسب رتبه دفتر کار باعث اعطای نقش رهبری به شخص نمی شود. رهبری انتخاب راه خدمت به دیگران بدون توجه به در اختیار داشتن یا نداشتن مقامی رسمی است. مقامات مسئولی وجود دارند که رهبر نیستند و مسلما افرادی با پایین ترین رده سازمانی نقش رهبر را ایفا می کنند. بهره مندی رهبر از تمام مزایایی که در اختیار دارد، اشکالی ندارد. با وجود این، در صورت لزوم باید داوطلبانه از این مزایا چشم پوشی کند.

رهبران واقعی چه کسانی هستند؟

رهبران سازمان هایی که نه فقط به میل خود، بلکه به دلیل اصرار اعضای خانواده سازمانی به اعطای مقام بالاتر، به مدارج عالی تر دست می یابند، رهبران واقعی هستند و لیاقت اعتماد و وفاداری ما را دارند.

 با این حال، تمام رهبران حتی رهبران خوب و شایسته، گاهی از راه راست منحرف می شوند و خودخواه و تشنه قدرت می شوند. بعضی مواقع سرمستی ناشی از مزایای رهبری باعث می شود آنها مسئولیت خود را نسبت به مردمشان فراموش کنند. گاهی این رهبران موفق به کسب مجدد موقعیت خود می شوند، اما اگر نتوانند، چاره ای جز صرف نظر کردن از آنان، اظهار تأسف از افول شخصیت و انتظار برکناری و جست وجوی شخص دیگری برای اعطای مقام رهبری نداریم.

دوری از مرکز توجه به منظور صرف زمان و انرژی برای حمایت و محافظت از افراد، رهبران خوبی می سازد. با احساس حلقه امن در اطرافمان، خود و توانایی هایمان را در طبق اخلاص در اختیار رهبر قرار میدهیم و تا آخرين حد توان برای تحقق چشم انداز او تلاش می کنیم. فقط کافیست رهبران به یاد داشته باشند که به چه کسانی خدمت میکنند. در عوض، خدمت متقابل به آنها باعث افتخار و مسرت ما خواهد بود

حرف آخر:

اعضای یک سازمان یا جامعه یا حتی گروه احمق نیستند و منصفانه نیست که بی جهت مزایایی بیشتر در اختیار رهبران بگذارند. به همین دلیل مزایای گزاف و نامتناسبی که بعضی از رهبران بانک های سرمایه گذاری دریافت می کنند، ما را خشمگین و دل آزرده کند. این مسئله ربطی به عدد و رقم ندارد. این موضوع به قراردادی اجتماعی مربوط می شود که عمیقا با معنا و مفهوم انسانیت عجین شده است. اگر قرار باشد رهبران از ظواهر مقام سلسله مراتبی خود لذت ببرند، باید در عوض از ما محافظت کنند.

مشکل مربوط به رهبرانی است که دریافتی بسیار بالا داشته اند. آنها پول و مزایا دریافت کرده اند، اما در ازای آن پشتیبان مردم خود نبوده اند. حتی در بعضی موارد، مردم را برای حفاظت از منافع خود و افزایش آن فدا کرده اند و این است که ما را عمیقا آزرده میکند. ما فقط هنگامی آنها را به طمع و زیاده خواهی متهم می کنیم که احساس کنیم معنای واقعی رهبری را نقض کرده اند.

 

برگرفته از کتاب “رهبران آخر غذا می خورند” نوشته سایمون سینک

/ / / / / / / / / / /

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *